بخش ۱۲ - مثل سعدی
سعدی شیرازی / باب پنجم در رضا / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
شتر بچه با مادر خویش گفت:
«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»
بگفت «ار به دست من استی مهار
ندیدی کسم بارکش در قطار»
قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد
وگر ناخدا جامه بر تن درد
مکن سعدیا دیده بر دست کس
که بخشنده پروردگار است و بس
اگر حق پرستی ز درها بَسَت
که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت
گر او تاجدارت کند سر بر آر
وگر نه سرِ ناامیدی بخار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با مکالمه یک شتربچه با مادر خود شروع میشود که درباره استراحت و سفر و کار صحبت میکنند. سپس شاعر با مثالی از حرکت کشتیهای دریایی از قدرت تقدیر میگوید و در پایان، مخاطب را به خداپرستی و یکتاپرستی فرامیخواند.