نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - سر آغاز سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سخن در صلاح است و تدبیر و خوی

نه در اسب و میدان و چوگان و گوی

تو با دشمنِ نفس هم‌خانه‌ای

چه در بند پیکارِ بیگانه‌ای؟

عنان‌باز‌پیچانِ نفس از حرام

به مردی ز رستم گذشتند و سام

تو خود را چو کودک ادب کن به چوب

به گرزِ گران مغزِ مردم مکوب

وجودِ تو شهری است پر نیک و بد

تو سلطان و دستورِ دانا خرد

رضا و ورع: نیکنامان حُر

هوی و هوس: رهزن و کیسه‌بُر

چو سلطان عنایت کند با بدان

کجا ماند آسایشِ بخردان؟

تو را شهوت و حرص و کین و حسد

چو خون در رگانند و جان در جسد

هوی و هوس را نماند ستیز

چو بینند سر پنجهٔ عقل تیز

رئیسی که دشمن سیاست نکرد

هم از دستِ دشمن ریاست نکرد

نخواهم در این نوع گفتن بسی

که حرفی بس ار کار بندد کسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سخن در این است که اصل صلاح و تدبیر در درون انسان است و نه در نشانه‌های ظاهری مانند اسب و میدان بازی. انسان باید با نفس خود مبارزه کند و از لذت‌های حرام دوری کند. وجود انسان مانند شهری پر از خوبی‌ها و بدی‌هاست و باید خود را به مانند کودکی تربیت کرد تا از آزار مردم پرهیز کند. لذات دنیوی مثل هوی و هوس خطرناک هستند و باید بر آن‌ها غلبه کرد. در نهایت، رهبری که با سیاست خود دشمن خود را مدیریت نکند، از ضعف خود رنج خواهد برد. به جای پرداختن به این مباحث به طور طولانی، بهتر است که فردی عمل کند و درست فکر کند.