نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

اگر پای در دامن آری چو کوه

سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

زبان درکش ای مردِ بسیار‌دان

که فردا قلم نیست بر بی‌زبان

صدف‌وار گوهرشناسانِ راز

دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

فراوان‌سخن باشد آکنده‌گوش

نصیحت نگیرد مگر در خموش

چو خواهی که گویی نفس بر نفس

حلاوت نیابی ز گفتارِ کس

نباید سخن گفت ناساخته

نشاید بریدن نینداخته

تأمّل‌کنان در خطا و صواب

به از ژاژخایانِ حاضر‌جواب

کمال است در نفسِ انسان سخُن

تو خود را به گفتار ناقص مکُن

کم‌آواز هرگز نبینی خجل

جوی مشک بهتر که یک توده گل

حذر کن ز نادانِ ده‌مَرده‌گوی

چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

صد انداختی تیر و هر صد خطاست

اگر هوشمندی یک انداز و راست

چرا گوید آن چیز در خفیه مرد

که گر فاش گردد شود روی‌زرد؟

مکن پیشِ دیوار غیبت بسی

بود کز پسش گوش دارد کسی

درونِ دلت شهربند است راز

نگر تا نبیند درِ شهر باز

از آن مردِ دانا دهان‌دوخته‌است

که بیند که شمع از زبان سوخته‌است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مسأله‌ی گفتار و سکوت و اهمیت آن در زندگی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که انسان‌ها باید در اعمال و سخنان خود دقت کنند. او تأکید می‌کند که صدای کم و گفتار سنجیده بهتر از پرگویی و بی‌پروایی است. همچنین، انسان دانا باید از غیبت و شایعات دوری کند و رازهای درون خود را محفوظ نگه دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که گاهی سکوت و عدم بیان حقایق، به بهتر شدن وضعیت کمک می‌کند و شناخت عمیق از خود، رمز موفقیت است.