نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - حکایت سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که در بزم ترکان مست

مریدی دف و چنگ مطرب شکست

چو چنگش کشیدند حالی به موی

غلامان و چون دف زدندش به روی

شب از درد چوگان و سیلی نخفت

دگر روز پیرش به تعلیم گفت

نخواهی که باشی چو دف روی ریش

چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بزم و جشن ترکان اشاره می‌کند که در آن مریدی به صورت ناگهانی به ساز ضربه می‌زند. وقتی که مرید در حال کشیدن چنگ است، غلامان او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. در ادامه شب به خاطر درد و ضربه‌ها نمی‌خوابد و صبح روز بعد معلمی به او می‌گوید که اگر نمی‌خواهد مثل ساز دف آسیب دیده باشد، باید سرش را پایین نگه دارد و احتیاط کند. این شعر به نوعی هشدار و نصیحت به خودداری و احتیاط در زندگی است.