نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - حکایت سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مرا در نظامیه ادرار بود

شب و روز تلقین و تکرار بود

مر استاد را گفتم ای پر خرد

فلان یار بر من حسد می‌برد

چو من داد معنی دهم در حدیث

بر آید به هم اندرون خبیث

شنید این سخن پیشوای ادب

به تندی برآشفت و گفت ای عجب!

حسودی پسندت نیامد ز دوست

که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

گر او راه دوزخ گرفت از خسی

از این راه دیگر تو در وی رسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، راوی در نظامیه مشغول تحصیل است و از حسد یکی از دوستانش که بر او می‌برد، گلایه می‌کند. او به استادش می‌گوید که وقتی او درباره معنی حدیث صحبت می‌کند، این دوست به او حسادت می‌ورزد. استاد که شخصی فرزانه است، به تندگویی می‌گوید که حسادت از دوست پسندیده نیست و آن شخص را به خاطر غیبتش سرزنش می‌کند. او همچنین به راوی می‌گوید که اگر دوستش به راه نادرستی می‌رود، نباید او را دنبال کند.