نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسان سعدی

سعدی شیرازی / باب هشتم در شکر بر عافیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ببین تا یک انگشت از چند بند

به صنع الهی به هم در فگند

پس آشفتگی باشد و ابلهی

که انگشت بر حرف صنعش نهی

تأمل کن از بهر رفتار مرد

که چند استخوان پی زد و وصل کرد

که بی گردش کعب و زانو و پای

نشاید قدم بر گرفتن ز جای

از آن سجده بر آدمی سخت نیست

که در صلب او مهره یک لخت نیست

دو صد مهره بر یکدگر ساخته‌ست

که گل مهره‌ای چون تو پرداخته‌ست

رگت بر تن است ای پسندیده خوی

زمینی در او سیصد و شصت جوی

بصر در سر و فکر و رای و تمیز

جوارح به دل، دل به دانش عزیز

بهایم به روی اندر افتاده خوار

تو همچون الف بر قدمها سوار

نگون کرده ایشان سر از بهر خور

تو آری به عزت خورش پیش سر

نزیبد تو را با چنین سروری

که سر جز به طاعت فرود آوری

به انعام خود دانه دادت نه کاه

نکردت چو انعام سر در گیاه

ولیکن بدین صورت دلپذیر

فرفته مشو، سیرت خوب گیر

ره راست باید نه بالای راست

که کافر هم از روی صورت چو ماست

تو را آن که چشم و دهان داد و گوش

اگر عاقلی در خلافش مکوش

گرفتم که دشمن بکوبی به سنگ

مکن باری از جهل با دوست جنگ

خردمند طبعان منت شناس

بدوزند نعمت به میخ سپاس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی آفرینش انسان و اهمیت شناخت حکمت الهی در ساختار بدن و رفتارهای انسانی می‌پردازد. شاعر به ما یادآور می‌شود که هر انگشت انسان از چند بند تشکیل شده و این نشان‌دهنده هماهنگی و نظم در آفرینش است. او تأکید می‌کند که نباید به سادگی بر خالق خود خرده گرفت و باید در رفتار انسان‌ها و نحوه کارکرد اعضای بدن تأمل کرد. شاعر همچنین به ارتباط بین علم و دانش و رفتار انسان‌ها اشاره می‌کند و خودشناسی و شکرگزاری از نعمت‌های الهی را مورد تأکید قرار می‌دهد. در نهایت، او به اهمیت تواضع و خدمت به خداوند پرداخته و از انسان‌ها می‌خواهد که در رفتارهای خود با خردمندی عمل کنند و از جهل و نادانی پرهیز کنند.