نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

پیش رویت قمر نمی‌تابد

خور ز حکم تو سر نمی‌تابد

نیکویی خوی کن که نرگس مست

بر تو با کین و شر نمی تابد

دم غنیمت بدان، زمان بشناس

زهره وقت سحر نمی‌تابد

آتش اندر درون شب بنشست

که تنورم مگر نمی‌تابد

بار عشقت کجا کشد دل من

که قضا و قدر نمی‌تابد

ناوک غمزه بر دل سعدی

مزن ای جان چو بر نمی‌تابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که زیبایی و نور خورشید وقتی تحت تاثیر وجود محبوب و یا لحظات خاص قرار می‌گیرد، به چشم نمی‌آید. او از شنیدنی‌های طبیعت و زمان شناختن فرصت‌ها به عنوان لحظات مهم یاد می‌کند. همچنین، شاعر ابراز می‌دارد که عشق و غم می‌تواند فشار زیادی به دل انسان وارد کند و از محبوبش می‌خواهد که با نگاهش به دل او آسیبی نرساند. به طور کلی، شعر به احساسات عاشقانه، تأثیر زیبایی و ضرورت شناخت زمان‌های خاص در زندگی اشاره دارد.