نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۲ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هر آن ناظر که منظوری ندارد

چراغ دولتش نوری ندارد

چه کار اندر بهشت آن مدعی را

که میل امروز با حوری ندارد؟

چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را

که پنهان شوق مذکوری ندارد؟

میان عارفان صاحب‌نظر نیست

که خاطر پیش منظوری ندارد

اگر سیمرغی اندر دام زلفی

بماند تاب عصفوری ندارد

طبیب ما یکی نامهربان‌ست

که گویی هیچ رنجوری ندارد

ولیکن چون عسل بشناخت سعدی

فغان از دست زنبوری ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی مانند بی‌معنایی و ناکامی در زندگی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که هر ناظری که هدفی نداشته باشد، مانند چراغی بی‌نور است. او به کسانی که در بهشت به وعده‌های خود فکر نمی‌کنند، انتقاد می‌کند و می‌گوید کسی که شوق به یاد محبوبی ندارد، چگونه می‌تواند از ذکر او لذت ببرد. همچنین اشاره می‌شود که در میان عارفان، کسی که هدفی نداشته باشد، ارزشمند نیست. در نهایت، شاعر به نامهربانی طبیب زندگی‌اش اشاره می‌کند و به نوعی از شناخت و ناپایداری خوشی‌های عاطفی صحبت می‌کند.