نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ماه‌رویا! روی خوب از من متاب

بی‌خطا کشتن چه می‌بینی صواب؟

دوش در خوابم در آغوش آمدی

وین نپندارم که بینم جز به خواب

از درونِ سوزناک و چَشمِ تر

نیمه‌ای در آتشم، نیمی در آب

هر که باز آید ز در، پندارم اوست

تشنه مسکین، آب پندارد سراب

ناوکش را جان درویشان هدف

ناخنش را خون مسکینان خضاب

او سخن می‌گوید و دل می‌برد

واو نمک می‌ریزد و مردم کباب

حیف باشد بر چُنان تن پیرهن

ظلم باشد بر چُنان صورت نقاب

خوی به دامان از بناگوشش بگیر

تا بگیرد جامه‌ات بوی گلاب

فتنه باشد شاهدی شمعی به دست

سرگران از خواب و سرمست از شراب

بامدادی تا به شب رویت مپوش

تا بپوشانی جمال آفتاب

سعدیا! گر در برش خواهی چو چنگ

گوش‌مالت خورد باید چون رَباب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و تجارب عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از عشق و رویای معشوقه‌اش صحبت می‌کند و همچنین از درد و لذت‌هایی که با آن مرتبط است. او به تضادهای درونی خود اشاره دارد؛ نیمه‌ای در آتش و نیمه‌ای در آب، و اینکه عشق همچون سرابی است که انسان را تشنه و در جستجوی خود نگه می‌دارد. در ادامه، شاعر به صدای معشوق اشاره می‌کند که هم دلرباست و هم دردآور. او با توصیفاتی زیبایی از معشوق، به تقلید از تجربیات عاشقانه می‌پردازد و به درک عمیق‌تری از عشق و زیبایی می‌رسد. به طور کلی، شعر به احساساتی عمیق و پیچیده در عشق و زیبایی متمرکز است.