نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۲ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فراق دوستانش باد و یاران

که ما را دور کرد از دوستداران

دلم در بند تنهایی بفرسود

چو بلبل در قفس روز بهاران

هلاک ما چنان مهمل گرفتند

که قتل مور در پای سواران

به خیل هر که می‌آیم به زنهار

نمی‌بینم به جز زنهارخواران

ندانستم که در پایان صحبت

چنین باشد وفای حق گزاران

به گنج شایگان افتاده بودم

ندانستم که بر گنجند ماران

دلا گر دوستی داری به ناچار

بباید بردنت جور هزاران

خلاف شرط یاران است سعدی

که برگردند روز تیرباران

چه خوش باشد سری در پای یاری

به اخلاص و ارادت جان سپاران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوری دوستان و یارانش شکایت می‌کند و احساس تنهایی و اندوه می‌کند. او خود را مانند بلبل در قفس می‌بیند، گرفتار غم و حسرت. به‌رحمت یارانش و بی‌وفایی برخی اشاره می‌کند و احساس می‌کند که در این دنیا، دشمنان بیشتری نسبت به دوستان دارد. او به این نکته می‌رسد که دوستی واقعی با دردسر و مشکلات همراه است و اشاره می‌کند که افراد وفادار باید با جان و دل ایستادگی کنند. در نهایت، شاعر بر اهمیت صداقت و ارادت در دوستی تأکید می‌کند و از زیبایی چنین دوستی‌هایی سخن می‌گوید.