نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۰ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

این خط شریف از آن بنان است

وین نقل حدیث از آن دهان است

این بوی عبیر آشنایی

از ساحت یار مهربان است

مُهر از سر نامه برگرفتم

گفتی که سر گلابدان است

قاصد مگر آهوی ختن بود

کَش نافهٔ مشک در میان است

این خود چه عبارت لطیف است

وین خود چه کفایت بیان است

معلوم شد این حدیث شیرین

کز منطق آن شکرفشان است

این خط به زمین نشاید انداخت

کز جانب ماه آسمان است

روزی برود روان سعدی

کاین عیش نه عیش جاودان است

خرم تن او که چون روانش

از تن برود سخن روان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت کلام اشاره دارد و از زیبایی‌های عشق و محبوبیت می‌گوید. شاعر بر این باور است که دست‌نوشته‌ها و کلمات عاشقانه، زبانی فراتر از کلمات عادی دارند و نشان‌دهنده احساسات عمیق و احوال عاشقان هستند. او به اهمیت و زیبایی بیان عشق اشاره می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که این احساسات و کلمات نباید نادیده گرفته شوند زیرا از دل و جان برآمده‌اند. سعدی خود را در حالتی وصف می‌کند که عیش و زندگی موقتی است و بر این اصل تأکید دارد که لحظه‌ها باید ارج نهاده شوند.