نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۲۱ سعدی

سعدی شیرازی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست

هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست

ای مرغ سحر تو صبح برخاسته‌ای

ما خود همه شب نخفته‌ایم از غم دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به عواطف عمیق و وابستگی‌های عاطفی اشاره دارد. شاعر از احساس عشق و درد فراق سخن می‌گوید و می‌گوید که وجود محبت محبوب همچون خون در رگ‌های اوست. همچنین به مرغ سحر اشاره می‌کند که صبح را نوید می‌دهد، در حالی که او و دیگران از غم عشق شب را بی‌خوابی گذرانده‌اند. به طور کلی، این شعر نمایانگر عشق و اندوهی است که شخص در پی جدایی احساس می‌کند.