حکایت شمارهٔ ۱ سعدی
سعدی شیرازی / باب چهارم در فواید خاموشی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
یکی را از دوستان گفتم: امتناع سخن گفتنم به علّتِ آن اختیار آمده است در غالبِ اوقات، که در سخنْ نیک و بد اتّفاق افتد و دیدهٔ دشمنان جز بر بدی نمیآید. گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند.
وَ اَخُو الْعَداوَةِ لا یَمُرُّ بِصالِحٍ
اِلّا وَ یَلْمُزُهُ بِکَذّابٍ اَشِرْ
بخش 5
نورِ گیتیفروزِ چشمهٔ هور
زشت باشد به چشمِ موشکِ کور
بخش 6
هنر به چشم عداوت بزرگتر عیب است
گل است سعدی و در چشم دشمنان خار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شخصی از دوستانم به من گفت که عدم تمایل من به سخن گفتن به خاطر انتخاب من است، زیرا در بیشتر مواقع که حرفهای خوب و بد مطرح میشود، دشمنان فقط بدیها را میبینند. او افزود که دشمنان هیچ چیز خوبی را نمیبینند و حتی به چیزهای نیک هم با بدبینی نگاه میکنند. این نشاندهندهی این است که در چشم دشمنان، هر هنر و زیبایی عیب به حساب میآید. به عنوان مثال، گل در نظر سعدی زیباست، اما در چشم دشمنان مانند خار به نظر میرسد. همچنین، نور روشنایی در دنیا برای کسی که کور است، زشت و ناخوشایند است.