حکایت شمارهٔ ۸ سعدی
سعدی شیرازی / باب چهارم در فواید خاموشی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
تنی چند از بندگانِ محمود گفتند حسنِ میمندی را که: سلطان امروز تو را چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت: بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند: آنچه با تو گوید، به امثالِ ما گفتن روا ندارد. گفت: به اعتمادِ آن که داند که نگویم، پس چرا همیپرسید؟
نه هر سخن که برآید، بگوید اهلِ شناخت
به سرِّ شاه سر خویشتن نشاید باخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این حکایت درباره رازداری و سکوت است. چند تن از بندگان سلطان محمود از حسن میمندی پرسیدند: سلطان امروز چه به تو گفت درباره فلان چیز؟ پاسخ داد: بهشما هم گفتهاست. گفتند: چیزهایی که بهتو میگوید به امثال ما نمیگوید. گفت: به اعتماد آنکه من رازدار هستم، پس چرا میپرسید؟