نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۱ سعدی

سعدی شیرازی / باب پنجم در عشق و جوانی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحب‌جمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانی‌اند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»

هر که سلطان مریدِ او باشد

گر همه بد کند، نکو باشد

و آن که را پادشه بیندازد

کَسش از خیل خانه ننوازد

بخش 6

کسی به دیدهٔ انکار اگر نگاه کند

نشانِ صورتِ یوسف دهد به ناخوبی

و گر به چشمِ ارادت نگه کنی در دیو

فرشته‌ایت نماید به چشم کَرّوبی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

از حسن میمندی میپرسند که سلطان محمود که بنده‌های زیبا و جذابی دارد، چرا هیچ‌کدام برایش مانند ایاز عزیز نیستند. او اشاره می‌کند که عشق و محبت واقعی به فردی بستگی دارد و اگر کسی مورد توجه سلطان باشد، حتی اگر بد رفتاری کند، همچنان در نظر او خوب و پسندیده خواهد بود. برعکس، اگر کسی از نظر سلطان بیفتد، حتی زیباترین افراد هم به نظر او ناپسند خواهند آمد. در نهایت، حسین میمندی تاکید می‌کند که نحوه نگاه ما به دیگران می‌تواند زیبایی یا زشتی را در آنها نمایان کند. اگر با نگاهی مثبت (ارادت) به چیزی نظر کنیم، آن را زیبا و ارزشمند می‌بینیم و بالعکس.