نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکمت شمارهٔ ۵۱ سعدی

سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

حکیمی که با جُهّال دراُفتد توقعِ عزّت ندارد وگر جاهلی به ‌زبان‌آوری بر حکیمی غالب آید عجب نیست که سنگی‌ست که گوهر همی‌شکند.

نه عجب گر فرو رود نَفَسَش

عندلیبی غُراب هم‌ قفسش

بخش 5

گر هنرمند از اوباش جفایی بیند

تا دلِ خویش نیازارد و در هم نشود

سنگِ بد گوهر اگر کاسه‌ زرّین بشکست

قیمتِ سنگ نیفزاید و زر کم نشود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان می‌کند که حکمت و دانش در مقابل جهل و نادانی نمی‌تواند توقع عزت و احترام داشته باشد. اگر یک فرد جاهل به راحتی بر یک حکیم تسلط یابد، این نشان‌دهنده بی‌ارزشی جاهل است. همچنین، اگر یک هنرمند از افراد بی‌فرهنگ آزرده خاطر شود، باید تلاش کند تا از این موضوع رنجیده خاطر نشود. در نهایت، می‌گوید که اگر یک سنگ بدجنس به کاسه‌ای زرین آسیب بزند، ارزش سنگ افزایش نمی‌یابد و ارزش زر کاهش نمی‌یابد. اینجا تأکید بر این است که ارزش واقعی انسان‌ها و چیزها تحت تأثیر نادانی و رفتارهای نادرست تغییر نمی‌کند.