نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکمت شمارهٔ ۹۷ سعدی

سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.

دونان نخورند و گوش دارند

گویند امید به که خورده

روزی بینی به کام دشمن

زر مانده و خاکسار مرده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات نابرابری و حسادت اجتماعی پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که انسان‌ها برای به دست آوردن ثروت (زر) تلاش می‌کنند، اما ممکن است در این مسیر از حسادت و کینه‌وری برخی افراد آسیب ببینند. او به این واقعیت اشاره می‌کند که افراد نادان و بی‌خیال بر نظر دیگران تکیه می‌کنند، و در نهایت، آرزوهایشان به کام دشمنانشان تحقق می‌یابد. در پایان، شاعر به این نکته می‌رسد که ثروت و قدرت ممکن است باقی بمانند، در حالی که انسان‌ها به خاک می‌پیوندند.