غزل شمارهٔ ۵۳ سعدی
سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن
با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن
آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختن
توبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن
اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار
بیش از این در خانه نتوان گوی و چوگان باختن
پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیست؟
بر بساطِ نردِ درد، اوّلْ نَدَبْ جان باختن
زاهدی بر باد الا، مال و منصب دادن است
عاشقی در ششدر لا، کفر و ایمان باختن
بر کفی جام شریعت بر کفی سندان عشق
هر هوسناکی نداند جام و سندان باختن
سعدیا شطرنج ره مردان خلوت باختند
رو تماشا کن که نتوانی چو ایشان باختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره عشق و سرسپردگی به محبوب است. شاعر به عمیقترین احساسات عاشقانه اشاره میکند و بیان میدارد که عشق واقعی مستلزم فداکاری و باختن است. او از درد و رنج عشق سخن میگوید و در حالی که به عشق و دیانت اشاره میکند، روش زندگی زاهدانه را با عشق حقیقی در تضاد میبیند. در نهایت، شاعر به بازی شطرنج و سختیهای عشق اشاره میکند و میگوید که این مسیر نیاز به جسارت و پذیرش ریسک دارد.