نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوش در سِلْکِ صحبتی بودم

گوش و چشمم به مطرب و ساقی

پایمال معاشرت کردم

هر چه سالوس بود و زَرّاقی

گفتم ای دل قرار گیر اکنون

که همین بود حد مشتاقی

دیگر از بامداد می‌بینم

طلب نفس همچنان باقی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لحظه‌ای صحبت می‌کند که در جمع دوستان و در حال لذت بردن از موسیقی و نوشیدنی است. او به دل خود می‌گوید که باید آرام شود، زیرا این وضعیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست. اما با اینکه سعی می‌کند آرام شود، همچنان احساس نیاز و طلب به آن زندگی و لذت‌ها را در خود حس می‌کند.