شمارهٔ ۲۱۶ سعدی
سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نظر کردم به چشم رای و تدبیر
ندیدم بِه زِ خاموشی، خِصالی
نگویم لَب ببند و دیده بَردوز
ولیکن، هر مقامی را مَقالی
زمانی، درسِ عِلم و بحثِ تَنزیل
که باشد نَفْسِ انسان را کمالی
زمانی، شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بُوَد دَفعِ مَلالی
خدای است آنکه ذاتِ بینظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی تأثیر سکوت و تفکر در زندگی میپردازد. او میگوید در خاموشی و فکر، ویژگیهای خاصی یافت نمیشود. همچنین اشاره میکند که هر مرحلهای از زندگی به نوعی خاص نیاز دارد؛ برای مثال، در مقاطعی باید به علم و بحث بپردازیم و در زمانهای دیگر میتوانیم به شعر و بازیهایی مثل شطرنج سرگرم شویم تا از دلزدگی رها شویم. در پایان، به ذات خداوند اشاره میکند که همواره ثابت و بینظیر است و هیچگاه دچار تغییر نمیشود.