نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در حدود ری یکی دیوانه بود

سال و مه کردی به کوه و دشت گشت

در بهار و دی به سالی یک دو بار

آمدی در قلب شهر از طرف دشت

گفت ای آنان که تان آماده بود

گاه قرب و بعد این زرینه طشت

توزی و کتان به گرما پنج و شش

قندز و قاقم به سرما هفت و هشت

گر شما را بانوایی بد چه شد؟

ور مرا بینوایی بد چه گشت؟

راحت هستی و رنج نیستی

بر شما بگذشت و بر ما هم گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در حدود ری، مردی دیوانه وجود داشت که به مدت یک سال و هر چند بار به شهر می‌آمد. او در مورد وضعیت زندگی مردم صحبت می‌کرد و می‌گفت که اگر شما راحت هستید و رنجی ندارید، برای من مشکلات و رنج‌هایم ادامه دارد. او به تفاوت‌های زندگی اشاره می‌کرد و از شرایط مختلف در دماهای متفاوت سخن می‌گفت. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسید که هر دو گروه، هم راحتی و هم رنج را تجربه کرده‌اند.