نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است

هر کجا پر می زند بر روی دست آتش است

ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیست

سالها شد این سمندر شیر مست آتش است

نیست حسن و عشق را از هم جدایی جز به نام

هر که بر پروانه خندد در شکست آتش است

نفس اگر بر عقل غالب شد، همان مغلوب اوست

دود بر آتش سوار و زیر دست آتش است

مصرع صائب جگرسوزست چون تیر شهاب

این خدنگ گرمرو، گویا ز شست آتش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم عشق و شجاعت در برابر آتش عشق می‌پردازد. او به تشبیه پروانه‌ها و سمندرها به عشق اشاره می‌کند و به بی‌خود بودن آنها در برابر آتش عشق تأکید می‌کند. همچنین، او نشان می‌دهد که حسن و عشق از یکدیگر جدا نیستند و هر کسی که به عشق می‌خندد، در واقع در آتش شکست قرار دارد. شاعر به تضاد میان عقل و نفس اشاره کرده و بیان می‌کند که وقتی نفس بر عقل غلبه یابد، انسان در نهایت مغلوب می‌شود. در نهایت، قوی‌ترین تعبیر در مورد شدت عواطف و تأثیر عشق را با تصویر روشنایی و سوزش آتش به تصویر کشیده است.