نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود

دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است

چون بود انگور شیرین، باده گردد تلخ تر

می شود دیوانگی کامل، خرد چون کامل است

خرمن بی حاصلان از خوشه پروین گذشت

دانه امید صائب همچنان زیر گل است

هر که بر دوش است بارش در تلاش منزل است

راحت منزل ندارد هر که بارش بر دل است

بس که دلها از تماشای تو گردیده است آب

از سر کوی تو بی کشتی گذشتن مشکل است!

پنجه فولاد می تابد نگاه عجز ما

گر ببندد چشم ما را، حق به دست قاتل است

آهوی مشکین به آسانی نمی آید به دام

در کمند آوردن خوبان نوخط مشکل است

خاطر لیلی غبارآلود غیرت می شود

ورنه پیش چشم مجنون هر سیاهی محمل است

در کنار جسم جان را از کدورت چاره نیست

خاک می لیسد زبان موج تا در ساحل است

حسن را خودداری از اظهار مانع می شود

ورنه بهر عندلیبان غنچه هم خونین دل است

در زمین پاک ما ریگ روان حرص نیست

از رگ ابری مراد مزرع ما حاصل است

هیچ چشمی در غبار سرمه حیرت مباد!

زنده از دریاست ماهی و ز دریا غافل است

این که دست علو را از سفل بهتر گفته اند

این کرامت تا نپنداری غنا را حاصل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تفاوت‌های انسانی و ویژگی‌های اخلاقی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر چه همت انسان بالاتر باشد، دست او نیز بهتر خواهد بود. همچنین می‌گوید که در زندگی می‌توان با وجود تلخی‌ها و چالش‌ها، به کمال رسید و دیوانگی در حقیقت می‌تواند نشانه‌ای از عقل کامل باشد. شاعر به نیاز انسان‌ها به تلاش و کوشش در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید راحتی برای کسانی که باری بر دوش دارند، وجود ندارد. او بر اثرات نگاه معشوق بر دل عاشق تأکید می‌کند و به دشواری دست‌یابی به زیبایی‌ها و معشوقان می‌پردازد. در ادامه، به برخی نکات فلسفی و عرفانی اشاره شده که می‌گوید حقیقت و خلوص در زندگی واقعی وجود دارد و انسان باید در جستجوی آن باشد. شاعر بر این باور است که زیبایی و حسن به خودی خود نیازمند شناخت و درک عمیق است و کسی که در دریا غرق نشده باشد، نمی‌تواند از نعمت‌های آن بهره‌مند شود. به طور کلی، شعر به ترکیبی از عشق، تلاش، کمال و جستجوی حقیقت می‌پردازد.