نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است

تلخی از دریای بی گوهر کشیدن مشکل است

در حریم وصل، پاس شرم نتوان داشتن

در بهاران سر به زیر پر کشیدن مشکل است

وحشت ظلمت گوارا گردد از آب حیات

ناز خط بی لعل جان پرور کشیدن مشکل است

هر تنک ظرفی نمی گردد حریف آسمان

شیشه پر زهر را بر سر کشیدن مشکل است

با ثمر بار رعونت نیست بر دلها گران

ناز نخل از عرعر بی بر کشیدن مشکل است

عمر جاویدان نگردد جمع با فرماندهی

آب خضر از جام اسکندر کشیدن مشکل است

سر به زیر بال کش صائب به فکر گلستان

چون گلستان را به زیر پر کشیدن مشکل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دشواری‌ها و چالش‌هایی است که در مسیر زندگی و عشق وجود دارد. شاعر به بیان مسائلی می‌پردازد که در تلاش برای رسیدن به خوشبختی و وصال معشوق با آن‌ها مواجه می‌شویم. استفاده از تصاویری مانند باده و زیبایی‌های نادر نشان می‌دهد که دستیابی به لذت‌ها و آرزوها بسیار سخت و گاه غیرممکن است. همچنین، اشاره به مشکلاتی مثل تحمل رنج و نوسانات زندگی نشان می‌دهد که برای رسیدن به مطلوب‌ها، نیاز به صبر و تحمل داریم. در نهایت، شاعر حسرت‌ها و آرزوهایش را در کلامی پرمعنا و زیبا به تصویر می‌کشد.