غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
توبه از می در بهار نوجوانی مشکل است
تشنه بر گشتن ز آب زندگانی مشکل است
سرمه ای آواز را چون صحبت ناجنس نیست
بلبلان را با زغن هم آشیانی مشکل است
می توان از سست پیوندان به آسانی برید
از دهن دندان کشیدن در جوانی مشکل است
دل ز من خواهی نخواهی برد آن چشم کبود
پنجه کردن با بلای آسمانی مشکل است
هر که را چون بوی پیراهن بود چشمی به راه
قطع ره کردن به پای کاروانی مشکل است
هر گرانخوابی نمی گردد به صائب هم خیال
با براق برق جولان همعنانی مشکل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دشواریهای توبه و تغییر راه در دوران جوانی اشاره دارد. شاعر میگوید که ترک عادتهای ناپسند، مانند دوری از می و لذتهای زندگی، برای جوانان سخت است. همچنین، ارتباط با آدمهای ناپاک و سست پیوند دشوار است و عشق و دلباختگی نیز به راحتی به دست نمیآید. در کل، شاعر به مشکلات و چالشهای زندگی جوانی و ایجاد تغییرات بنیادی در آن دوره اشاره میکند و نشان میدهد که گاهی اوقات سختیهای داخلی و بیرونی مانع از پیشرفت و انتخابهای صحیح میشوند.