نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خنده رویی میهمان را گل به جیب افشاندن است

تنگ خلقی کفش پیش پای مهمان ماندن است

از صراط المستقیم شرع پوشیدن نظر

با دو چشم بسته تنها در بیابان ماندن است

بر زبان گستاخ راندن حرف نزدیکان حق

از قساوت تیغ بر صید حرم خواباندن است

نیست غیر از رخنه دل عارفان را قبله ای

روی گرداندن ز دل، از قبله رو گرداندن است

هست اگر ارباب دولت را لباس فاخری

از گناه زیر دستان چشم خود پوشاندن است

از جواب خشک، چوب منع درویشان شدن

دولت ناخوانده را از درگه خود راندن است

در مجالس حرف سرگوشی زدن با یکدگر

در زمین سینه ها تخم نفاق افشاندن است

از تلاوت آنچه می آید به کار عاملان

دفتر اعمال خود را پای تا سر خواندن است

بر گرانخوابان دولت عرض کردن حال خویش

نامه را در رخنه دیوار نسیان ماندن است

نیست در سنگین دلان صائب نصیحت را اثر

تیغ بر خارا زدن بازوی خود رنجاندن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد رفتارهای ناپسند اجتماعی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که خنده‌ای تظاهر به مهمان‌نوازی است در حالی که در عمل، بداخلاقی و خودخواهی حاکم است. او تأکید دارد که گاهی افراد به جای پیروی از اصول اخلاقی، تنها به ظواهر می‌پردازند و در غفلت از حقیقت معنوی خود، تنها به قضاوت‌های سطحی مشغولند. این رفتارها باعث ایجاد تنش و نفاق در جامعه می‌شود و در نهایت به دوری از حقایق عمیق و آسایش روحی می‌انجامد. شاعر به تناقض‌های رفتاری اشاره کرده و از بی‌توجهی به مسائلی که به نفع جامعه و انسانیت است، انتقاد می‌کند.