غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن که داغ لاله زار از روی آتشناک اوست
سینه ما چاک چاک از غمزه بیباک اوست
آن که چون مجنون مرا سر در بیابان داده است
حلقه چشم غزالان حلقه فتراک اوست
می کند روشندلان را تربیت دهقان عشق
دانه های پاک یکسر در زمین پاک اوست
پخته می گردد دل خامان ز درد و داغ عشق
آفتاب این ثمرها روی آتشناک اوست
چون هدف هر کس که شد در خاکساریها علم
هر کجا تیر جگردوزی بود در خاک اوست
گر به ظاهر خاطر صائب غمین افتاده است
عشرت روی زمین در خاطر غمناک اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و عواطف عمیق انسانی میپردازد. شاعر به زیباییهای عشق اشاره کرده و میگوید که داغ و درد عشق، موجب پختگی و رشد دلهای نارس میشود. او به نسبت عشق به طبیعت و زیباییهای آن پرداخته و عشق را به عنوان یک تربیتکننده و پرورشدهنده روح روشنفکران معرفی میکند. در نهایت، او به مشکلها و غمهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که حتی در این غمها، شادی و زیبایی عشق نیز وجود دارد.