نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟

تیغ خورشید درخشان زنگ هم می داشته است؟

چون صف مژگان رگ خواب جهان در دست اوست

چشم تنگی این قدر نیرنگ هم می داشته است؟

با در و دیوار در جنگ است چشم شوخ او

آدمی چندین دماغ جنگ هم می داشته است؟

از دهان تنگ او در تنگنای حیرتم

باغ جنت غنچه دلتنگ هم می داشته است؟

این قدر طاقت به دل هرگز گمان من نبود

شیشه بی ظرف جان سنگ هم می داشته است؟

دیده هر قطره ای آیینه دریانماست

این قدر کس عاشق یکرنگ هم می داشته است؟

عندلیب از پرده عشاق پا بیرون نهشت

ناله های بیخودان آهنگ هم می داشته است؟

ز اتفاق چار عنصر در بلا افتاد جان

در عقب یک صلح چندین جنگ هم می داشته است؟

نیست در فکر برون شد دل ز قید آسمان

این قدر آیینه تاب زندگی هم می داشته است؟

تنگ شکر شد جهان صائب ز شکر خنده اش

این قدر شکر دهان تنگ هم می داشته است؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره‌ای می‌پردازد که در آن صفات مختلفی از جمله روشنی، درخشش و نیرنگ به تصویر کشیده شده است. شاعر به توصیف چشمان شیطنت‌آمیز و جنگ و جدال آنها می‌پردازد که نشان از پیچیدگی‌های عشق و زندگی دارد. همچنین، به احساساتی چون حیرت، دلتنگی و عشق اشاره می‌کند. او به نوعی تعارض بین زیبایی و درد، شکر و تنگنایی که در دل دارد می‌پردازد. در نهایت، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، وضعیت‌های عاطفی عمیق و متضاد را به نمایش می‌گذارد.