نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است

خنده از تنگ دهانت غوطه در شکر زده است

می توان کردن به نرمی راه در دلهای سخت

رشته از همواری خود غوطه در گوهر زده است

در دبستان ریاضت، فرد باطل نیستیم

صفحه پهلوی ما را بوریا مسطر زده است

چین ابرو را چه در آزار ما سر داده ای؟

غیر آه بی اثر دیگر چه از ما سر زده است؟

آسمان در شور چشمی بیگناه افتاده است

اشک شور من نمک در دیده اختر زده است

صد خیابان سرو، پا انداز نخل سرکشت!

با تن تنها مکرر بر صف محشر زده است

جوش غیرت می زند خون شفق از رشک من

برق را مژگان آتشدست من خنجر زده است

چون ننوشد کاسه کاسه زهر صائب مدعی؟

کلک از شیرین زبانی نیش بر شکر زده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر به بوسه‌ای از لب معشوق و لبخند او اشاره می‌کند که شبیه به شکر است. او می‌گوید که می‌تواند با لطافت به دل‌های سخت نفوذ کند و فضایل خود را نشان دهد. در ادامه، شاعر به آزار و شکنجه‌هایی که از چین ابروهای معشوق می‌بیند اشاره می‌کند و احساس ناامیدی را بیان می‌کند. همچنین، اشک‌های او مانند نمک در چشمان ستاره‌هاست و نشان دهنده‌ی درد اوست. شاعر از عشقی سرشار می‌گوید که خون شفق را بر می‌انگیزد و مژگانش چون خنجر به برق نگاهش می‌زنند. در پایان، او به زهر سالیان و شیرینی‌های کلامی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که قلبش با چالش‌های عاطفی و عشق در تقابل است.