نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جز پریشان خاطری در عالم ایجاد چیست؟

غیر مشتی خاروخس در خانه صیاد چیست؟

بحر عشق است این که موجش می شکافد کوه را

ای حباب سست بنیاد این سر پر باد چیست؟

عقل معذورست می کوشد اگر در نفی عشق

از رخ زیبا نصیب کور مادرزاد چیست؟

ریخت اوراق حواسم آخر از باد نفس

جز پریشانی، گل جمعیت اضداد چیست؟

از نسب کردن تفاخر بر حسب سگ سیرتی است

غیر مشتی استخوان در دست از اجداد چیست؟

مرغ زیرک در جبین دانه بیند دام را

دام را در خاک پنهان کردن ای صیاد چیست؟

تیشه هر کس زد به پای خصم، زد بر پای خویش

کوشش پرویز در خونریزی فرهاد چیست؟

گرنه نقاشی است آتشدست در صلب وجود

پیچ و تاب زلف جوهر در دل فولاد چیست؟

جز غبار خاطر و گرد کدورت هر نفس

قسمت صائب ازین دیر خراب آباد چیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مضمون فلسفی و عرفانی، به بررسی موضوعاتی چون عشق، وجود، و تفاوت‌های ظاهری و باطنی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در جهان، جز پریشانی و آشفتگی، چیز دیگری وجود ندارد و همه چیز تحت تأثیر عشق و احساسات است. او با استفاده از تصاویری چون دریا و حباب، به عدم ثبات و بی‌پایه بودن ظواهر زندگی می‌پردازد. شاعر همچنین تأکید می‌کند که عقل نمی‌تواند عشق را نفی کند و در نهایت، آنچه به دست می‌آید، بیشتر از بی‌ثمری و عدم قید و بند است. او در ادامه با اشاره به زوال و بی‌ارزشی نسبت به اجداد و تفاخر به نسب‌ و ریشه‌ها، به پوچی این موضوعات نیز انتقاد می‌کند. شعر به نوعی به هشدار درباره خودخواهی و عواقب خشونت می‌پردازد و به بیهوده بودن تلاش‌ها برای تقابل با دشمنان اشاره دارد. در نهایت، شاعر از غبار خاطر و مشکلات هر روزه یاد می‌کند و نسبت به زندگی ناپایدار انسانی و زوال آن هشدار می‌دهد.