نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟

زخم دامن دار صبح از غمزه خونخوار کیست؟

نقطه خاک از که چون ناقوس می نالد مدام؟

آسمان از کهکشان در حلقه زنار کیست

قمری از کوکو چه می جوید درین بستانسرا؟

گوش گل پهن این چینن از حسرت گفتار کیست؟

جلوه آن گل برون است از جهان رنگ و بو

سینه هر غنچه ای گنجینه اسرار کیست؟

سنبل از رشک سر زلف که دارد پیچ و تاب؟

جوش خون لاله زار از غیرت رخسار کیست؟

می کشد در پرده دل همچو صیادان نفس

غنچه گل در کمین گوشه دستار کیست؟

دیده بانی هست لازم کاروان خفته را

عالمی در خواب ناز از دیده بیدار کیست؟

کار عاشق نیست غمازی، ولی حال مرا

هر که بیند این چنین آشفته، داند کار کیست

صائب از کلک تو شد آفاق پر برگ و نوا

این قدر برگ و نوا در غنچه منقار کیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با سوالاتی بلاغی و استعاری به توصیف حالات و احوالات مختلف زندگی و عشق می‌پردازد. او از چهره‌ی خورشید، زخم صبح، ناله‌ی خاک، و دل‌انگیزی گل‌ها سخن می‌گوید و به جستجوی معانی عمیق در طبیعت و عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری نظیر قمری و کوکب، احساسات و حسرت‌ها را به تصویر می‌کشد و در نهایت به وضعیت دل عاشق و آشفته‌گی‌های او اشاره می‌کند. این اشعار به نوعی در جستجوی پاسخ به سوالات وجودی و بیان احساسات عمیق انسانی است.