غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روی سخت کوه را پروایی از شمشیر نیست
در گرانجان تبت وارونه را تأثیر نیست
خودنمایی در غبار خط نمی آید ز خال
دانه را نشو و نما در خاک دامنگیر نیست
موج هیهات است گردد مانع رفتار سیل
عاشق دیوانه را پروایی از زنجیر نیست
می کند اندیشه از زخم زبان ناصحان
ورنه مجنون را محابا از دهان شیر نیست
بس که کاهیدم ز سوز عشق، بر مجنون من
حلقه چشم غزالان کمتر از زنجیر نیست
آه را درد گران بال و پر جولان شود
در کمان سخت آرامش نصیب تیر نیست
از نسیم صبح هیهات است پیکان بشکند
در دل افسرده صائب نغمه را تأثیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و بیپروا عاشقانه میپردازد. شاعر با مقایسه عشق با کوهساری سخت و ناپذیر، نشان میدهد که در عشق واقعی، موانع و سختیها تأثیری ندارند. او از بیتوجهی عاشق به زنجیرهای محدودکننده و انتقادات ناصحان صحبت میکند و عشق را به صورت نیرویی آزاد و رهاییبخش توصیف میکند. در نهایت، شاعر اشاره به ناامیدی و رنج ناشی از عشق میکند و نشان میدهد که در دلهای افسرده، دیگر لذتی از نغمههای زندگی وجود ندارد.