غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست
مد عمر جاودانش آه حسرت بیش نیست
پشه تا بر دیده من خواب شیرین تلخ کرد
گشت معلومم که نوش این جهان بی نیش نیست
تخم حاجتمندی دنیا به قدر آرزوست
هر که را در دل نباشد آرزو درویش نیست
کوشش بی جذبه نتواند به مقصد راه برد
ورنه در راه طلب از من کسی در پیش نیست
زان ز حرف راست لب بستم که غیر از آه سرد
در بساط سینه صبح صداقت کیش نیست
دیگران را گر به حال خویش می آرد خودی
بیخودان را لشکر بیگانه ای جز خویش نیست
شعر خود صائب مخوان بر مردم کوتاه بین
دیر می یابد سخن را هر که دوراندیش نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی سختیها و دردهای زندگی میپردازد و به این نکته اشاره دارد که زندگی زودگذر فقط با غم و نگرانی همراه است. شاعر احساس بیپایانی و حسرت را در زندگی انسانها توصیف میکند و میگوید که آرزوها به اندازه کافی محدودند. او به تلاش بیفایده در زندگی اشاره میکند و این که بدون انگیزه واقعی، نمیتوان به هدفی رسید. همچنین، شاعر تأکید میکند که درون خود صداقت و راستی باید وجود داشته باشد و در پایان، به این نکته اشاره میکند که تنها افراد دوراندیش میتوانند به عمق معانی دست یابند، در حالی که سایرین ممکن است از درک واقعی زندگی غافل باشند.