غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
شمع را در بزم دلسوزی به از پروانه نیست
حسن ذاتی فارغ است از صنعت مشاطگان
زلف جوهر دست فرسود نسیم و شانه نیست
مرغ روح اهل مشرب را نمی آرد به دام
نقل آن مجلس که خبث سبحه صد دانه نیست
عشق پنهانم ز مستی کرد گل در انجمن
دشمنی راز نهان را چون لب پیمانه نیست
سرکشی بگذار از سر، با دل صائب بساز
شمع ایمن را گزیر از صحبت پروانه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مسائلی همچون عشق، زیبایی و ارتباطات انسانی میپردازد. شاعر میگوید که سرو مینا (یعنی زیبایی و ظرافت) بهتر از پیمانه است، و در مراسمهای دلسوزی، شمع از پروانه بهتر است. او به این نکته اشاره دارد که زیبایی ذاتی و طبیعی است و نیازی به تزیینات ندارد. همچنین میگوید که روح آزاد نمیشود و اگر گلی در انجمن بوجود آید، دیگر عیبی در آن نیست. عشق پنهان او به روشی خاص بروز میکند و در نهایت به سرکشی و آرامش دل اشاره میکند، و میگوید که شمع ایمن نمیتواند از پروانه دوری کند. این عواطف و مفاهیم به هم مرتبطند و نشاندهنده پیچیدگیهای عشق و زیبایی هستند.