غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت
بی صدای پا ازین کهسار می باید گذشت
تا درین محفل نفس چون نی توانی راست کرد
برگ می باید فشاند، از بار می باید گذشت
جسم خاکی بر نمی دارد عمارت همچو سیل
از سر تعمیر این دیوار می باید گذشت
نیست صحرای علایق جای آرام و قرار
دامن افشان زین ره پر خار می باید گذشت
پاس فقر از شور چشمان بر فقیران لازم است
تند و تلخ از دولت بیدار می باید گذشت
نازپروردان مشرب را غرور دیگرست
چون به مستان می رسی هشیار می باید گذشت
دامن گنج گهر آسان نمی آید به دست
گام اول از دهان مار می باید گذشت
نیست چون چشم بتان صحت دل افگار را
از سر تدبیر این بیمار می باید گذشت
فکر در دنیای بی حاصل جنون می آورد
صائب از اندیشه بسیار می باید گذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان ضرورت عبور از چالشها و دشواریهای زندگی میپردازد. او به ما میآموزد که باید با آرامش و بدون سر و صدا از موانع عبور کنیم، چرا که در زندگی محفلهایی وجود دارد که نمیتوانیم خود را در آن به راحتی پیدا کنیم. انسان باید از بارهای سنگین و دردهای جسمی گذر کند، زیرا دنیا جای آرامش نیست و ماجراها و مشکلات همیشه در راهاند. شاعر همچنین تاکید میکند که برای رسیدن به ارزشها و معانی عمیقتر زندگی، باید از سختیها و ظواهر فریبنده بگذریم و از افکار منفی دوری کنیم. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید در جستجوی حقیقت و گنجهای معنوی، از چالشهای زندگی به سلامت عبور کنیم.