غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آه سرم در تو ای آتش عنان خواهد گرفت
خون بلبل را خوان از گلستان خواهد گرفت
شعله حسن جهانسوزت فرو خواهد نشست
لاله ات را داغ حسرت در میان خواهد گرفت
سنبل زلفت ز یکدیگر پریشان می شود
هر گرفتاری به شاخی آشیان خواهد گرفت
سرمه آشوب خواهد ریخت از مژگان تو
ماه نو از دست ابرویت کمان خواهد گرفت
ملک حسنت را کز آن صبح تجلی گوشه ای است
لشکر خط قیروان تا قیروان خواهد گرفت
شعله واسوختن از سینه ها سر می کشد
آتش بیتابیت در مغز جان خواهد گرفت
بوسه دندان تغافل بر جگر خواهد نهاد
سجده احرام سفر زان آستان خواهد گرفت
رنگ ریزی های پی در پی تماشاکردنی است
در گلستانت دم سرد خزان خواهد گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با استفاده از تصاویری زیبا و شاعرانه، به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش اشاره میکند و به بیان تأثیرات عشق و زیبایی او بر زندگی و طبیعت میپردازد. او از آتش عشق و حسرت، از زیبایی چهره محبوب و تاثیر آن بر دلها و فضا صحبت میکند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که این زیباییها و احساسات، مانند تغییرات فصول، دائماً در حال تغییر و تحول هستند.