نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لب لعلت ز می ناب رباینده ترست

چشم مخمور تو از خواب رباینده ترست

نگه گرم تو از برق سبک جولانتر

طرز رفتار ز سیلاب رباینده ترست

حسن تلخ تو گلوسوزترست از شکر

خم زلف تو ز قلاب رباینده ترست

پرتو صبح بناگوش تو در سایه زلف

دیده را از شب مهتاب رباینده ترست

نیست از حلقه آن زلف برون شد دل را

این سبکدست ز گرداب رباینده ترست

عالمی دست ز جان شست ز نظاره او

خط تردست تو از آب رباینده ترست

خطر از بیخبری بیش بود پیران را

در دم صبح، شکرخواب رباینده ترست

پیش چشمی که شناسد خطر خودبینی

آب آیینه ز سیلاب رباینده ترست

تا نظر یافتم از چشم نکویان صائب

سخن من ز می ناب رباینده ترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحسین زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و از جنبه‌های مختلف ظاهری و شخصیتی او صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که لب و چشم معشوق از شراب ناب جذاب‌تر است و رفتار او نیز از سیلاب تأثیرگذارتر است. او ویژگی‌های ظاهری مانند مو، چهره و نگاه معشوق را توصیف می‌کند و بیان می‌دارد که این زیبایی زندگی و دل را می‌رباید. همچنین، شاعر به نکاتی مانند خطرات ناشی از کم‌اطلاعی اشاره می‌کند و در نهایت تأکید می‌کند که عشق و زیبایی معشوق باعث به وجود آمدن احساسات عمیق و تأثیر گذاشتن بر زندگی انسان می‌شود.