نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است

سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد

جرعه اول مینا به زمین ریختن است

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا

مشک را با جگر سوخته آمیختن است

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش

مست را کار همین فتنه برانگیختن است

دل به تار نفس سست مبند از غفلت

که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب

گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جاذبه‌های عشق و بازی‌های عاطفی است. در آن به شیرینی سخن گفتن و شور و شوق عاشقانه اشاره شده و تأکید می‌شود که این احساسات با هم آمیخته‌اند. شاعر به بررسی عواطف و پیچیدگی‌های عشق می‌پردازد، از جمله آزمایش وفاداری و دشواری‌های وابستگی، همچنین به تأمل در مورد لحظات غفلت و از دست دادن فرصت‌ها اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر ابعاد مختلفی از عشق و رنج‌های آن را بازگو می‌کند.