نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است

رشته زندگی شعله خس کوتاه است

بر گرفتاری خود سخت دلم می لرزد

دام پر رخنه و دیوار قفس کوتاه است

چشم دارم که درین هفته خداگیر شود

دزد معنی که ازو دست عسس کوتاه است

عاقل از دشمن عاجز به محابا گذرد

مشو ای آینه ایمن که نفس کوتاه است

عقل چوبی است که هر طفل سوارست بر او

عشق شاخی است کز او دست هوس کوتاه است

در ریاضی که منم نغمه سرایش صائب

سرمه را دست تعدی ز نفس کوتاه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مقایسه عمر کوتاه لذت‌ها و هوس‌ها با محدودیت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از دغدغه‌های خود درباره مشکلات زندگی و احساس ناامیدی سخن می‌گوید. او به ضعف نفس و محدودیت‌های انسانی اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که عشق و عقل نیز تحت تأثیر این محدودیت‌ها هستند. در نهایت، شاعر به جستجوی معنا و نجات از دست انسان‌های ناپاک اشاره می‌کند. تمام ابیات به نوعی به زودگذر بودن لحظات زندگی و ضرورت دقت در استفاده از آنها اشاره دارند.