غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بند در بند قبا بافتن مژگان چیست؟
گر درین خانه کسی نیست پس این دربان چیست؟
خم چوگان محبت سر منصور رباست
گوی خورشید درین معرکه سرگردان چیست؟
غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
صبح این بوم ندانسته لب خندان چیست
حبس و زندان ابد لازمه تقصیرست
بی گنه، یوسف جان این همه در زندان چیست؟
از بهای گهر خویش صدف بیخبرست
تو چه دانی که بهای گهر دندان چیست
شمع برهان ز پی کوردلان ریخته اند
گر نه کورست دلت، پس طلب برهان چیست؟
می توان چاره درمان به تغافل کردن
درد اگر سرکشد از صحبت ما، درمان چیست؟
طوطی خامه صائب چو شود گرم سخن
بلبل مست چه و مطرب خوش الحان چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز احساسات و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. شاعر از طریق سوالات بلاغی، به بررسی وضعیت عشق، تنهایی، بیخبری و تلاش برای درک حقایق زندگی میپردازد. در ابتدا، شاعر به روابط انسانی و غیبت افراد اشاره میکند و از بیمعنا بودن برخی چیزها سوال میکند. او سپس به مسائل عشق و محبت میپردازد و از جستجو برای یافتن معنا در این تصورات صحبت میکند. در ادامه، به وضعیت یوسف و بیگناهی او در زندان اشاره میشود و در نهایت، با اشاره به هنر و زیبایی، به جستجوی معنا در زندگی و عشق پرداخته میشود ؛ به طور کلی، این شعر دغدغههای عمیق انسانی را به زیبایی به تصویر میکشد.