نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست

صفای هر چمن از روی باغبان پیداست

مرا که خرمن گل در کنار می باید

ازین چه سود که دیوار گلستان پیداست؟

گلی ز غنچه پیکان یار خواهم چید

گشاد کار من از خانه کمان پیداست

به چشم بلبل مستی که عشق سرمه کشید

رخ بهار ز آیینه خزان پیداست

به طرز تازه قسم یاد می کنم صائب

که جای طالب آمل در اصفهان پیداست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دل‌نشینی چهره محبوبش اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هرچند زیبایی‌های باغ و گلستان واضح است، اما او بیشتر به همراهی و محبت محبوبش نیاز دارد. او احساس می‌کند که برای رسیدن به عشق و خوشبختی، باید از دیوارهای گلستان عبور کند و به جستجوی گل مورد نظرش برود. همچنین، تصویر بلبل مست به عشق و عشق به زندگی اشاره دارد. در نهایت، شاعر با قسم یاد کردن، نشان می‌دهد که جستجوی عشق واقعی، ضروری و غیرقابل انکار است.