نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست

کمند عشرت رم کرده رشته سازست

فروغ نور تجلی به طور می گوید

که کار مردم بی دست و پا خداسازست

تو صاف کرده مده پشت خویش بر دیوار

که حسن، تشنه آیینه نظربازست

به خاک پای خم و گردش پیاله قسم

که تازیانه گلگون می، رگ سازست

ز جام حافظ شیراز مست گردیده است

کلام صائب ازان رو شراب شیرازست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و دلنشینی آواز و موسیقی اشاره دارد و عشق را به صورت یک رشته‌ی دلربا توصیف می‌کند. شاعر به نور و روشنایی که از شراب و خم می‌تابد اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که زندگی و کارهای انسان‌های بی‌دست و پا همانند هنر خداوند است. او به عشق و زیبایی در آینه‌ زندگی اشاره می‌کند و با سوگند به گل و شراب، از حال مستی و شوقی که از صدای حافظ شیراز ناشی می‌شود، سخن می‌گوید. در کل، اشعار به تجلی زیبایی و عشق در زندگی اشاره دارد.