نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز ملک و مال، دل بی نیاز ما سبک است

به گل قرار نگیرد سفینه تا سبک است

به جان و دل نتوان وصل آرزو کردن

که این متاع به میزان رونما سبک است

به فرق مردم آزاده، کوه الوندست

به اعتقاد تو گر سایه هما سبک است

گرفته است چنان روزگار را غفلت

که خواب چشم تو و خواب بخت ما سبک است

صدف نه ایم که باشیم مست خواب گران

حباب قلزم عشقیم، خواب ما سبک است

نمی رویم به هر پرتوی ز جا صائب

شکوه طور به میزان صبر ما سبک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بی‌نیازی از مال و منال دنیا اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که ارزش‌های واقعی به وزن و سنگینی مادیات نیستند. او به روح آزاده انسان‌ها و عدم وابستگی‌شان به دنیای مادی اشاره می‌کند و می‌گوید در عین سادگی و سبکی، می‌توانند از زندگی لذت ببرند. غفلت زمانه باعث شده که بسیاری از انسان‌ها از خواب غفلت بیدار نشوند و در دام اشتباهات بیفتند. در پایان، شاعر می‌گوید که آنها نیز وجودی مانند حباب دارند و با عشق به زندگی نگاه می‌کنند، بدون اینکه تحت تأثیر دنیای مادی قرار بگیرند.