نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است

قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است

چشمی که باز کردن آن به ز (بستن است)

در عالم مشاهده آن چشم عبرت است

چشم صفا مدار ز گردون ( )

کاین آسیا همیشه پر از گرد کلفت است

بینایی نظر به مقامی نمی رسد

دارالامان مردم آگاه، حیرت است

بی پاس شرع، وضع جهان مستقیم نیست

قانون حفظ صحت عالم، شریعت است

فرمان پذیر شرع چو گشتی به امر و نهی

ناکردنی است هر چه خلاف مروت است

چون هست بر جناح سفر، بهر اعتبار

بال هما صحیفه عنوان دولت است

آگاه را سفیدی مو تازیانه ای است

در دیده های نرم، رگ خواب غفلت است

روی زمین ز سجده اخلاص ساده است

طاعات خلق بیشتر از روی عادت است

بر صبر خود مناز، که دارد فلاخنی

زلفش به کف، که سنگ کمش کوه طاقت است

چرخ وسیع، چشمه سوزن بود (بر او)

در دیده کسی که مقید به ساعت است

رزقش رسید ز عالم بالا به پای خویش

صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بصیرت و حکمت و اهمیت نگرش صحیح به دنیا و زندگی است. شاعر معتقد است که برقراری ارتباط صحیح با عالم و دیگران نیازمند چشمی باز و درکی عمیق است. او به دوری از تعلقات دنیوی و نداشتن وابستگی به خلق توصیه می‌کند و بر اهمیت آگاهی و فطرت پاک تأکید می‌کند. شاعر همچنین به قانون شریعت و تأثیر آن بر جهان اشاره می‌کند و این نکته را مطرح می‌کند که رفتار انسان باید هماهنگ با اصول اخلاقی باشد. او به صبر و مقاومت در برابر چالش‌ها و ناملایمات زندگی اشاره دارد و این که حقایق زندگی در ساده‌ترین اشکال و اعمال صداقت یافت می‌شود. در نهایت، بر اهمیت توجه به نیت‌ها و خلوص در عبادات تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که راز موفقیت در زندگی در باطن انسان نهفته است.