نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دردمندی سر به گردون می رساند آه را

می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را

قطع صحرای عدم را عمر جاویدان کم است

من به جان بی نفس چون طی کنم این راه را؟

در به روی طالب حق می شود از ذکر باز

نیست جز این حلقه دیگر حلقه آن درگاه را

باعث افزایش روشن ضمیران کاهش است

کز شکست خویش باشد مومیایی ماه را

می شود چشم من حیران هم از دیدار سیر

از تهی چشمی اگر یوسف برآرد چاه را

پیش ازین صائب دلم در قید حب جاه بود

ریشه کن کرد از دل من عشق، حب جاه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مساله درد و رنج انسانی و تلاش برای رسیدن به حقیقت اشاره می‌کند. او با اشاره به پیچیدگی و کوتاهی عمر، از سختی‌های مسیر زندگی و جستجوی حقیقت صحبت می‌کند. همچنین، به تاثیرات ذکر و یاد خدا در باز کردن درهای حق اشاره دارد و بیان می‌کند که شفافیت و روشن‌فکری با کاهش خودخواهی و شکست‌های شخصی به دست می‌آید. شاعر همچنین به عشق به دنیا و جاه اشاره دارد که در نهایت باید از دل پاک شود تا عشق واقعی برقرار گردد.