نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آب حیات شبنم آن روی چون گل است

عنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل است

یک چشم پر خمار به از صد قدح شراب

یک چهره شکفته به از صد چمن گل است

بر روی دست باد مرادست سیر من

تا بادبان کشتی من از توکل است

در دور خط تمام شود گیر و دار زلف

بیچاره عاشقی که گرفتار کاکل است

در پیری از حیات اقامت طمع مدار

سیل است عمر و قامت خم گشته چون پل است

شاخی که بی ثمر نبود در چهار فصل

دست ز کار رفته اهل توکل است

استادگی است صیقل آیینه آب را

روشنگر جمال معانی تأمل است

این خرده ای که کرده گره گل در آستین

صائب سپند شعله آواز بلبل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر و تشبیهات، به وصف ویژگی‌های ظاهری محبوب می‌پردازد و برتری جذابیت او را بر می‌گساری و لذت‌های دنیوی تأکید می‌کند. همچنین، به مفهوم گذر عمر و ناپایداری آن اشاره دارد، و این نکته را یادآوری می‌کند که زیبایی و عشق حقیقی ارزشمندتر از لذت‌های زودگذر است. در نهایت، شاعر اشاره به لذت بصری و شعری از طریق زیبایی‌های طبیعت و انسان دارد.