نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

راز نهان ز سینه در انداز جستن است

از زور باده شیشه ما در شکستن است

گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی

مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است

جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه

سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است

روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق

لب بازکردنت در توفیق بستن است

بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی

احرام بستن تو چو زنار بستن است

گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس

غافل که سرفرازی سگ در نشستن است

صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم

داغ کلف ز آینه ماه شستن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسی عمیق و رازهای درونی فرد می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که بیان درد و دل، درست مانند شکستن شیشه‌ای است که از باده پر شده. او مفهوم ناتوانی در پیدا کردن مراد خود را با تلاش برای یافتن سوزن در کاهدانی تاریک تشبیه می‌کند. همچنین به اهمیت دعا و طلب کمک از خداوند در میان مردم اشاره دارد و می‌گوید که تلاش برای خودآگاهی و رهایی از دنیا، به نوعی خود را در قید و بند قرار دادن است. در نهایت، شاعر به تأثیر اشک و احساسات بر روح اشاره می‌کند و به نوعی پیوند میان درون فرد و دنیای بیرون را بررسی می‌کند.