غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نقش و نگار دشمن دلهای ساده است
جوهر به چشم آینه موی زیاده است
گر دل شود گشاده ز گلزار خلق را
باغ و بهار ما دل و دست گشاده است
می گردد از غبار یتیمی عزیزتر
چون گوهر آن که از صدف پاک زاده است
داده است هر که تن به لگدکوب حادثات
چون راه سر به دامن منزل نهاده است
آن خال نیست زیر لب روح بخش او
کز داغ آب خضر سیاهی فتاده است
جز تیغ برق سیر گران لنگر تو نیست
آبی که تند می رود و ایستاده است
صائب مدام جان نگونش پر از می است
هر کس که چون حباب هوادار باده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات و تأثیرات زندگی میپردازد. شاعر به نقش و نگارهای ظاهری اشاره میکند که ممکن است دلهای ساده را فریب دهد. او بر اهمیت دل گشاده و خلوص درونی تأکید میکند و میگوید که گاهی رنج و مشکلات زندگی ارزشمندتر از زیباییهای ظاهری هستند. همچنین به روح بخشی و تاثیرات مثبت عشق و زندگی اشاره دارد و به این نکته میپردازد که تنها راه نجات از سختیها، پذیرش واقعیتها و گشادهدستی است. در نهایت، شاعر با استفاده از نمادها و تصویرسازیهای زیبا، اهمیت عشق و خوشیهای زندگی را بیان میکند.