نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است

بیرون روم که از پری این خانه پر شده است

خون می خورد ز تنگی جا، حرف آشنا

از بس دلم ز معنی بیگانه پر شده است

بلبل کند به غنچه غلط، خانه مرا

از بوی گل ز بس که مرا خانه پر شده است

حیرت امان نمی دهدم تا بیان کنم

کاین بحر بیکنار ز یک دانه پر شده است

مینا گلوی خویش عبث پاره می کند

گوش قدح ز نعره مستانه پر شده است

ساقی چه حاجت است خرابات عشق را؟

کز جوش باده شیشه و پیمانه پر شده است

هر چند آفتاب رخ اوست زیر ابر

از اشک، چشم روزن این خانه پر شده است

هرگز نبود فیض جنون عام این چنین

از جوش نوبهار تو، دیوانه پر شده است

گلگل شده است روی تو از جام آتشین

اسباب عیش بلبل و پروانه پر شده است

مشمار سهل، آفت دنیای سهل را

صد مور کشته، بر سر یک دانه پر شده است

از باده خشک لب شدن و مردنم یکی است

تا شیشه ام تهی شده، پیمانه پر شده است

صائب به ذوق زمزمه ما کجا رسد؟

گوشی که از شنیدن افسانه پر شده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با زبانی پرشور و تصویرگر، از عشق و غم ناشی از آن سخن می‌گوید. او توصیف می‌کند که دلش از تیر غمزه معشوقه‌اش پر شده و خانه‌اش از حضور او مملو است. همچنین از درد و بلای بیگانگی با خود می‌گوید و توصیف می‌کند که چطور باده و شراب زندگی‌اش را پر کرده است. شاعر از حیرت خود در برابر عشقی که او را دیوانه کرده، سخن می‌گوید و به زیبایی و اثر عشق بر روح و دل انسان اشاره می‌کند. در نهایت، او به ناکامی در بیان احساساتش اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که این عشق و جنون بی‌سابقه است. در کل، شعری است پر از احساسات عمیق عاشقانه و تعبیرات شاعرانه پرمعنا.