نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امروز قدر نکته موزون نمانده است

انصاف در قلمرو گردون نمانده است

هیچ است صد رساله حکمت به چشم ما

بهتر ز خم اثر ز فلاطون نمانده است

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت

در بند آن مباش که مضمون نمانده است

صائب پیاله گیر که تا کرده ای نگاه

یک خشت از عمارت گردون نمانده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ناامیدی از وضعیت کنونی می‌پردازد و بیان می‌کند که در این دنیای پر از بی‌انصافی و کم‌ماهنگی، ارزش‌های انسانی و علمی به فراموشی سپرده شده‌اند. شاعر تأکید می‌کند که حتی آثار بزرگ فلسفی هم در این شرایط بی‌اهمیت‌اند و به جای آن، زندگی به صحبت درباره عشق و زیبایی‌های ظاهری سپری می‌شود. در انتها، شاعر به اهمیت زندگی در لحظه و لذت بردن از آن اشاره می‌کند، زیرا زمان در حال گذر است و فرصت‌های نادر به سرعت از دست می‌روند.